تبليغاتX
JAVAHER
JAVAHER

و عشق تنها کار بی چرای عالم است

زندگی ادامه دارد حتی وقتی تو نباشی

اگه آشنا بمونی یا مثل غریبه ها بشی

زندگی ادامه دارد به جلو قصه تکرار

حتی وقت نبض ساعت بخوابه رو دست دیوار

زندگی ادامه دارد خوب و بد ،سفید و مشکی

تا زمانی که یه لبخند می شکوفه، می چکه اشکی

کسی پله های عمر را به عقب بر نمی گرده

ولی می تونه ببینه که گذشته ها چه کرده

زندگی ادامه دارد با من و تو ، بی من و تو

این دو روز زندگی رو بیا همراه دلم شو




نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 14:27 توسط جواهر| |

گاهی اوقات آرزو می کنم

                                 ای کاش تک پرنده عاشقی بودم

که میان صدها هزار پرنده بتوانم

                                به قله بلند سرزمین هستی برسم

و پروازکنان نغمه سر دهم که...

                                 من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم





نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:57 توسط جواهر| |

به کعبه گفتم تو از خاکی من از خاک


چرا باید به دور تو بگردم؟!


ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی


برو با دل بیا تا من بگردم


 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 11:34 توسط جواهر| |

خداوندا !

اگر روزی تو از عرشت به زیر آیی

و با مردم در آمیزی لباس فقرپوشی و شتابان از پی روزی

ز پیشانی عرق ریزی

و شب آزرده و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه ات آیی

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی ؟!

 

خداوندا ! اگر در ظهر گرماخیز تابستان

کنار دیوار بنشینی

دستت از برای سکه ای این سو و آن سو در گذر باشد

که شاید رهگذری از درونت با خبر گردد

و قدری آن طرف تر کاخهای مرمرین بینی

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی ؟!

 

خدایا ! خالقا !

بس کن تو ظلمت را

تو می گفتی که نامردان بهشت را نمی بینند

بیا بنگر تو اینک کاخ نامردان عالم را

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:33 توسط جواهر| |

بعد از این همه مدت که اومدم فقط می تونم بگم امشب که شب

قدره، برام دعا کنید.

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 16:43 توسط جواهر| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ