و عشق تنها کار بی چرای عالم است
اگه آشنا بمونی یا مثل غریبه ها بشی زندگی ادامه دارد به جلو قصه تکرار حتی وقت نبض ساعت بخوابه رو دست دیوار زندگی ادامه دارد خوب و بد ،سفید و مشکی تا زمانی که یه لبخند می شکوفه، می چکه اشکی کسی پله های عمر را به عقب بر نمی گرده ولی می تونه ببینه که گذشته ها چه کرده زندگی ادامه دارد با من و تو ، بی من و تو این دو روز زندگی رو بیا همراه دلم شو ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پروازکنان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم
به کعبه گفتم تو از خاکی من از خاک چرا باید به دور تو بگردم؟! ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم اگر روزی تو از عرشت به زیر آیی و با مردم در آمیزی لباس فقرپوشی و شتابان از پی روزی ز پیشانی عرق ریزی و شب آزرده و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه ات آیی زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی ؟! خداوندا ! اگر در ظهر گرماخیز تابستان کنار دیوار بنشینی دستت از برای سکه ای این سو و آن سو در گذر باشد که شاید رهگذری از درونت با خبر گردد و قدری آن طرف تر کاخهای مرمرین بینی زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی ؟! خدایا ! خالقا ! بس کن تو ظلمت را تو می گفتی که نامردان بهشت را نمی بینند بیا بنگر تو اینک کاخ نامردان عالم را بعد از این همه مدت که اومدم فقط می تونم بگم امشب که شب قدره، برام دعا کنید. 
![]()
.jpg)
![]()
![]()
![]()

![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



